.:. موريس مترليِنگ .:.
.:. اندیشه های یک مغز بزرگ .:.
کتابم رو پس گرفتم. در ضمن عید سال نو رو به شما هم تبریک میگم و امیدوارم سال خوبی داشته باشید.
راستی این مطلب رو هم از مترلینگ از وبلاگ دوست خوبم (اسرار ازل) برداشتم.تا ۲۰ فروردین خداحافظ. موریس مترلینگ : ما خیال میکنیم که چیزی میدانیم در حالی که حقیقتا از هیچ راز بزرگی باخبر نیستیم . ولی این بی خبری نباید ما را دچار یاس و اندوه سازد . زیرا غنچه امید فقط در نهاد جاهلانی میشکفد که بدانند که نادانند. ببخشید اگه از نظر انشایی ایرادی داشت.آخه یه ذره عجله داشتم.
یک کودک وقتی به مدرسه می رود می آموزد که یکی از موارد لازم برای حیات آتش هوا یا همان اکسیژن می باشد و در هر جا که فضا محدود و اکسیژن کم باشد اگر آتشی روشن کنیم باعث تبدیل اکسیژن به دی اکسید کربن می شود و چون این گاز برای ادامه حیات آتش مناسب نیست در نتیجه آتش سریعا خاموش می شود. حال یکی از نکاتی که انسان تا کنون به راز آن پی نبرده است این است که چگونه آتش درون زمین پس از میلیون ها سال همچنان روشن است؟؟؟اگر هم در درون کره زمین اکسیژنی وجود داشت تا کنون توسط این آتشی که در درون زمین هست و همه چیز را مبدل به مایع و حتی بخار می کند در این مدت از بین رفته بود. شاید بگویید که درون زمین از طریق کوههای آتشفشان اکسیژن دریافت می کند.اما این نظریه درست نمی باشد.زیرا در زمانی که کوههای آتشفشان فوران می کنند هوا به هیچ وجه نمی تواند به داخل زمین نفوذ کند و پس از فوران هم به علت ریزش دهانه کوه راه ورودی هوا بسته می شود.در ضمن اگر هم این نظر درست باشد با توجه به عظمت کره زمین این چند روزنه ای که به داخل زمین راه دارند هیچ چیزی به حساب نمی آیند. آری این هم یکی دیگر از رازهای کره خاکی ما می باشد که انسان نتوانسته به آن پاسخی بدهد؟؟؟ راستش من هنوز کتابم رو پس نگرفتم.
بيست و پنجمين شماره از مجموعهی "نويسندگان قرن بيستم فرانسه" به زندگی نامه و معرفی و نقد آثار "موريس مترلينگ" اختصاص دارد. کودکی و نوجوانی مترلينگ در "گنت" و اطراف آن گذشت. او در خانهای در "پپرشترات" واقع در بخش قديمی شهر، نزديک کليسای جامع سن باوون متولد شد... مترلينگ دانش آموز بدی نبود، اما در انشای فرانسه استعداد فوق العادهای داشت.... خيلی زود فهميد که جهنم و دوزخی در کار نيست و ترسش ريخت و اين را مديون شکگرايی آشکار پدرش ميدانست در حالی که پدران يسوعی ميخواستند به زور اين چيزها را در مغزش فرو کنند... به رغم آن همه مقاومت در برابر تعاليم معنوی پدران يسوعی باز هم نميتوان گفت که مترلينگ کاملا از تاثير آنها در امان بود. فضای ياسآور کولژسنت ـ بارب و دلمشغولی به مرگ و عذاب الهی، نيز شهر مرده و بيروح آن سوی ديوارهای کوثر، بيشک در بيمارگونی نمايشنامههای اوليهی وی و دلبستگی ديرينش به هستی بشر و پايان آن نقش به سزايی داشته است...". دنیا پایان ندارد.زیرا اگر پایانی داشت لازم بود در انتهای آن دیواری باشد که باز آنوقت هر چه در آن سوی دیوار باشد همین دنیا است. راستش من کتابی که از روش سخنان مترلینگ رو مینوشتم رو به یکی از دوستام قرض دادم و تا آخر اسفند نمیتونم پس بگیرم.هنوز سخنان مترلینگ رو می نویسم اما از چیزهاییکه قبلا از کتاب خوندم و یادم هست.پس لطفا اگر اشکالی بود من رو ببخشین تا وقتی که کتاب رو پس بگیرم.
از من می پرسند دنیا برای چه بوجود آمده است؟؟؟ دنیا برای این به وجود آمده است که باشد و همین دلیل برای بوجود آمدن دنیا کافی است. انسان برای این می پرسد دنیا برای چه بوجود آمده است چون خود شاهد آغاز آن نبوده و شاهد پایانش هم نخواهد بود.
به امید خدا از ۲۰ فروردین ادامه کارم رو شروع میکنم.فعلا در تعطیلات به سر میبرم.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
هر چی فکر میکنم هم چیز جدیدی یادم نیست.به خاطر همین فکر کردم این بار یه چیز دیگه بنویسم.تو سایت "ایران بین" یک کتابی پیدا کردم که در مورد زندگینامه مترلینگ هستش.به خاطر همین لینکش رو اینجا میزارم تا اگه خواستین ببینین و اگه دوست داشتین بخرینش.در ضمن توضیحاتی که تو سایت در مورد کتاب نوشته شده رو هم در ادامه این مطلب میزارم.به امید اینکه هر چه زودتر کتابم رو پس بگیرم
و باز برگردیم سر سخنان خود مترلینگ.
البته تا اون موقع اگه باز حرفی از مترلینگ یادم اومد تو وبلاگ میزارم.
| Design By : Night Skin |


