.:. موريس مترليِنگ .:.
.:. اندیشه های یک مغز بزرگ .:.
بدون مرگ زندگی ارزش و اهميت ندارد.ترس از مرگ است كه زندگی را در نظر ما اينقدر لذت بخش و زيبا و خواستنی و بزرگ جلوه ميدهد. در يك مجلس انس يا شب نشينی كه به ما خوش ميگذرد از آن جهت مسرور و مشعوف هستيم كه ميدانيم اين ساعات مغتنم است و مرگ در كمين می باشد كه آنها را از ما بربايد. آن كسی كه يك تبهكار را از نيستی به هستی آورد يعنی آفريد البته پيش بينی می نمود كه او تبهكار خواهد شد. در اين صورت آيا پيش بينی می نمود كه پس از ارتكاب تبهكاری او را نخواهد بخشيد؟؟؟ شما خيال ميكنيد كه دارای اختيار هستيد و هر كاری كه دلتان خواست ميكنيد و اراده شما هر طوری كه ميل كرد اجرا خواهيد نمود ؟! اجازه بدهيد كه عرض كنم در اشتباه هستيد زيرا اراده شما فقط برای اين وجود دارد كه تا لحظه آخر سرنوشت حتمی و محقق شما را انجام بدهد. نظری به اطراف انداخته و ملاحظه كنيد كه دردهای جسمانی تا چه اندازه جانوران و انسانها را دچار شكنجه مينمايد؟! من اگر دنيا يا هر شخص ديگری بودم كه اين دردهای جسمانی و نتايج وحشتناك آن را بين جانوران بوجود آورده است از مشاهده نتايج عمل خويش طوری پشيمان ميشدم كه در آن واحد تمام جانوران را با خود از بين ميبردم. پايان زندگی بشر روزی خواهد بود كه به تمام اختراعات طبيعت پی برده باشد و تمام كارهايی را كه طبيعت از ميلياردها سال به اين طرف كرده است بكند و تمام اسرار را دريابد. روزی كه انسان به اين مرحله از ترقی رسيد زندگی او پايان يافته است زيرا ديگر انسان نيست بلكه جهان است. ولی فرضی كه خيلی نزديك به يقين می باشد اين است كه تا آن روز انسانها يكديگر را كشته اند و نسل بشر قطع شده است. از من ميپرسند كه دنيا براي چه بوجود آمده است؟؟؟ هنوز نوع بشر نتوانسته است براي تسكين مادری كه فرزندش مرده است وسيله موثری پيدا كند.ولی پس از گذشت چند سال مادر مرگ فرزندش را فراموش كرده و تسلی مي يابد. از خود می پرسيم كه مرور زمان چه كرده است كه وسيله تسكين مادر شده است؟؟؟ كاری كه زمان كرده اين است كه با كمال خموشی از جلو مادر گذشته و لب به سخن نگشوده است.آری سكوت زمان تسلای مادر شده است.
| Design By : Night Skin |


