تبليغاتX
.:. موريس مترليِنگ .:.


.:. موريس مترليِنگ .:.

.:. اندیشه های یک مغز بزرگ .:.

اگر خدا همانطور كه ما تصور ميكنيم وجود داشته باشد چندان بزرگتر از ما نيست بلكه انسانی است كه چند درجه بزرگتر از ما است و مثل ما نواقص و معايب بسياری دارد.
داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در جمعه 30 دی1384ساعت 15:8 توسط هومن| |

اينك كه بيش از هشتاد سال از عمر من ميگذرد به قول حكيم معروف ايرانی ابن سينا تازه

دريا فته ام كه چيزی نميدانم.

آيا حيف نيست كه فرزندان آدم در موقعی كه تازه به نادانی خود پی برده اند بميرند؟؟؟
داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در چهارشنبه 28 دی1384ساعت 23:10 توسط هومن| |

بقدری در اين دنيا بدبختی ديده و سختی كشيده ام كه نميتوانم به سعادت جاويدان دنيای ديگر اطمينان داشته باشم.

داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه 27 دی1384ساعت 12:21 توسط هومن| |

مومنين به اشخاص بی ايمان می گويند كه غرور و خودپسندی مانع از اين است كه شما خدا را بپرستيد!

غافل از اينكه آنها مغرور و خودپسند هستند نه اشخاص بی ايمان.زيرا من ميگويم كه چيزی نميدانم و از هر طرف در جستجوی خدای خود هستم.

ولی آنها می گويند كه ما همه چيز را ميدانيم و فقط ما هستيم كه حقيقت را می شناسيم.

انصاف بدهيد آيا ما خودپسند هستيم يا آنها؟؟؟
داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در یکشنبه 25 دی1384ساعت 14:3 توسط هومن| |

روحانيون به من ميگويند كه تو كفر ميگويی زيرا من به خدای محدود و كوچك و بچه گانه ای كه آنها در موقع كودكی معرفی نمودند ايمان ندارم.بلكه خدای من يك خدای بزرگ و نامحدود و بی پايان است و ميلياردها مرتبه از جهانی كه به چشم ميرسد و نميرسد بزرگتر است.

انصاف بدهيد آيا من كفر ميگويم يا روحانيون كه چنين خدای عظيم وبی پايان را به اندازه قهرمان افسانه های كودكانه تنزل داده و كوچك كرده اند.
داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 24 دی1384ساعت 17:40 توسط هومن| |

با اينكه دوره عمر ما خيلی كوتاه است حدود دو سوم از عمر كوتاه ما در اين ميگذرد كه از كندی مرور زمان ناراضی هستيم و شب و روز در نظر ما خيلی بلند جلوه ميكند و همواره ميخواهيم امروز بگذرد و فردا بيايد.

گويی به مرگ وعده داده ايم كه در حدود امكان زودتر به ملاقات او برويم.

حال ما شبیه جوانی است که چند ساعت دیگر با معشوق خود قرار دارد و ساعت به دست گرفته و برای دیدن معشوق خود لحظه شماری میکند.

داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در پنجشنبه 22 دی1384ساعت 18:49 توسط هومن| |

آنچه باعث آزار ما ميشود زندگی است نه مرگ ... و يك بيمار به محض اينكه مرد تمام دردهای او از بين ميرود.

ما احساس كردا ايم كه گذشتن از حال بيماری به خواب خيلی لذت دارد.در اين صورت برای چه گذشتن از حال زندگی به مرگ دردناك باشد؟؟؟

آنچه كه ما به نام مرگ ميخوانيم يك زندگی است كه هنوز نتوانسته ايم چگونگی آن را بفهميم.
داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه 20 دی1384ساعت 22:19 توسط هومن| |

امروز منتظر فردا هستيم و فردا كه شد انتظار پس فردا را داريم و پس فردا منتظر هفته بعد و آن هفته منتظر سال بعد و سال ديگر منتظر سالهای آينده ميباشيم.

تا وقتيكه جوان هستيم تصور ميكنيم انتظار ما برای تشكيل خانواده است و پس از زن گرفتن و بوجود آمدن فرزندان تصور ميكنيم كه انتظار ما برای پس انداز و گردآوردن اندوخته جهت روزگار پيری است.

در روزهای سالخوردگی هم مرتبا انتظار فردا را داريم و شگفت اينجا است كه نظير عاشقی كه در انتظار معشوق باشد و دقيقه شماری نمايد سعی ميكنيم كه هرچه زودتر امروز بگذرد و فردا بيايد.

يك زمان متوجه ميشويم كه انتظار ما برای وصول فردا هيچ علتی نداشته جز اينكه منتظر مرگ بوديم ... آری آنچه از آغاز حيات در انتظارش بوديم همين مرگ است.
داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در دوشنبه 19 دی1384ساعت 15:18 توسط هومن| |


Design By : Night Skin