تبليغاتX
.:. موريس مترليِنگ .:.


.:. موريس مترليِنگ .:.

.:. اندیشه های یک مغز بزرگ .:.

فرض كنيم كه من مرده ام.آن وقت از چهار حال خارج نخواهد بود :

1- يا بعد از مرگ نيست خواهم شد يعنی نمی دانم كه من نيستم و دنيا هم برای من وجود ندارد.در اين صورت دليلی ندارد كه بترسم زيرا وقتی از مرگ خود بی اطلاع بودم و ندانستم كه هيچ شده ام هيچ علتی برای ترسيدن وجود ندارد.

2- حال دوم اين است كه من نيست نمی شوم و از بين نميروم بلكه زندگی خود را تغيير ميدهم يعنی بدون اينكه كسی با من كاری داشته باشد و توضيحاتی بخواهد از دنيای كنونی وارد دنيای روحانی ميشوم.اين حالت هم نبايد باعث وحشت من بشود زيرا روح من در آن دنيا به راحتی زندگی ميكند و چون فاقد جسم هستم هرگز درد و شكنجه نخواهم كشيد زيرا تمام دردهای ما ناشی از جسم است و بالاخره چون روح مقيد به جسم نيست در آن دنيا وظيفه زندگی كردن را بهتر خواهد دانست.

3- حالت سوم اين است كه در موقعی كه وارد دنيای روحانی ميشويم شخصی از من بازخواست كرده و توضيحات خواهد خواست.در اينجا از دو حال خارج نيست : يا اين شخص يعنی آفريننده بافهم است و يا نفهم.اگر نفهم باشد من را محكوم به مجازات های سخت خواهد نمود.ولی محال است كه آفريننده نفهم باشد و او حتما دارای فهم ميباشد.

4- اگر بافهم باشد "كه حتما همينطور است" متوجه خواهد شد كه زندگانی و مرگ اين دنيا بقدر كفايت مرا تنبيه كرده و هرگز مرا به شكنجه و عذاب هميشگی محكوم نخواهد نمود زيرا يك خدای باهوش و چيزفهم چيزی را كه خود آفريده دچار بدبختی جاويدان نخواهد كرد.

برای اينكه او همه چيز را ميداند و خواهد دانست و روزی كه مرا آفريد اگر ميدانست كه برای هميشه مرا محكوم به مجازات خواهد كرد ديگر برای چه مرا آفريد ؟؟؟
داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 17 دی1384ساعت 20:42 توسط هومن| |

هرگز منتظر نباشيد كه از دنيای ديگر با شما گفتگو نمايند و اسرار بزرگ را برای شما كشف كنند.زيرا نوع بشر از آغاز تاريخ تا امروز هرچه راجع به دنيای ديگر شنيده از خود شنيده است نه از ديگری.

بنابراين برای دانستن چيزهائيكه هنوز نميدانيم بايد در وجود خود جستجو كنيم.
داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1384ساعت 17:37 توسط هومن| |

هرگز اين حقيقت را فراموش نكنيد آن كسی كه در مورد ما دادرسی می نمايد همان است كه ما را آفريده و بنابراين نمی تواند به آفريده خود كيفر دهد.
داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در دوشنبه 12 دی1384ساعت 12:32 توسط هومن| |

خيام فيلسوف ايرانی چنين ميگويد :

از دو خال خارج نيست يا خدا قبلا ميداند كه من چه خواهم كرد و يا نميداند.اگر نميداند كه دراين  صورت خدا نيست و در صورتيكه ميداند چگونه انتظار دارد كه من كاری بر خلاف دانايی او بكنم و با رعايت اين دو نكته چگونه مرا بعد از مرگ مسئول نموده و كيفر خواهد داد.
داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در جمعه 9 دی1384ساعت 17:20 توسط هومن| |

اين حقيقت مسلم را بدانيد كه اگر در بين تمام افراد بشر يكی از آن ها چند ساعت جلوتر و يا عقب تر از ساعت مقرر مرده بودند جهان به یکباره ويران مي شد !!!

داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در پنجشنبه 8 دی1384ساعت 16:18 توسط هومن| |

روحانيون ميگويند كه انسان به وسيله دعا و نظر به درگاه خدا ميتواند از وقوع بدبختی جلوگيری نمايد.

از روحانيون می پرسيم آيا خدا ميداند كه بايد بدبختی را برای فلان شخص بفرستد يا نه و آيا با دانستن اين موضوع از دعای آن شخص هم اطلاع دارد يا نه ؟؟؟

اگر اين ها را نداند كه در اين صورت خدا نيست و اگر بداند كه بايد بدبختی بفرستد و نيز بداند كه بر اثر دعای شخص از فرستادن بدبختی صرف نظر خواهد كرد در اين صورت مانند كودكی است كه برای بازی كردن يك پرنده ناتوان و يا يك حشره كوچك را آزار ميدهد و اين بازی از خدا شايسته نيست.
داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در چهارشنبه 7 دی1384ساعت 10:17 توسط هومن| |

اگر خداوند بهشت مخصوصی را برای شما بيافريند و شما را در آن جای داده و از انواع نعمتها و خوشی هاي جسمانی و روحانی برخوردار نمايد بازهم راضی نخواهيد بود و پس ازاينكه چند ماه درآن توقف كرديد ميخواهيد از آن خارج شده و به جای ديگری برويد تا ببينيد آيا در جای ديگری به شما خوش می گذرد يا نه؟؟؟
داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در دوشنبه 5 دی1384ساعت 17:20 توسط هومن| |

صاحبان اديا ن می گويند كه بدبختی ما در اين زندگی برای اين است كه در جهان ديگر نيكبخت بشويم و اگر در جهان شكنجه می كشيم در آن جهان سعادتمند خواهيم بود.

ولی من نمی فهمم خدائی كه در اين جهان شكنجه می كند و نسبت به من ظلم می نمايد چگونه ممكن است كه در دنيای ديگر رئوف و دادگستر باشد و از آن گذشته به چه حقی در جهان ديگر به من پاداش نيك می دهد و يا لازم ميداند كه من كيفر ببينم!

زيرا اوست كه مرا آفريده و بنابراين خوب می دانست كه مرا گناهكار و يا نيكوكار آفريده است.
داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در یکشنبه 4 دی1384ساعت 0:12 توسط هومن| |

هيچكس نمی تواند خدای خود را برای ديگران توصيف نمايد زيرا به محض اينكه خدای خويش را وصف كند ديگر او خدا نبوده بلكه مثل من و شما خواهد شد.

داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در پنجشنبه 1 دی1384ساعت 1:16 توسط هومن| |

با سلام خدمت همه دوستان :

اول از همه شب یلدا رو خدمت همه ایرانیان و به خصوص دوستان خوبم تبریک میگم و امیدوارم که همیشه سالم و سرحال باشید.

در ضمن این مطلبی که در این پست مینویسم سخن موریس مترلینگ نیست و این مطلب رو یکی از دوستان خوبم سارا ( وبلاگ اسیر دل ) برام فرستاده و چون خیلی قشنگ بود گفتم بزارم تو وبلاگ تا شما هم بخونید.بعد از این همچنان بر میگردیم بر سر سخنان مترلینگ و آنها رو ادامه می دهیم.

بازهم منتظر نظرات خوبتون هستم.


خداوند گاو را آفرید و فرمود: وظیفه ی تو این است که در گرما و سرما برای دیگران کار کنی و ۶۵ سال عمر می کنی. گاو گفت: خداوندا برای این زندگی ۶۵ سال زیاد است ۳۵ سال از عمر من کم کن!!!! و خداوند قبول کرد.

سپس میمون را آفرید وفرمود: وظیفه ی تو شکلک درآوردن و خنداندن سایر موجودات است و ۳۰ سال عمر می کنی.میمون گفت: خدایا برای این زندگی نیز ۳۰ سال زیاد است از عمر من هم کم کن!!! و خداوند ۱۵ سال از عمر میمون کاست.

این بار سگ را آفرید و فرمود: وظیفه ی تو هم محافظت از منازل صاحبانت است و باید یک جا بنشینی و به هر موجود مشکوکی پارس کنی و ۲۰ سال عمر می کنی. سگ نالید و گفت: خدای من این زندگی نیز سخت است و من هم ۲۰ سال عمر نمی خواهم!!!! خداوند از عمر او نیز ۱۰ سال کم کرد.

و نوبت به انسان رسید...خداوند پس از آفرینش او فرمود : تو برای خوردن,نوشیدن,خوابیدن و خوش گذراندن آفریده شده ای و ۲۵ سال عمر می کنی.انسان گفت: خدایا برای این زندگی ۲۵ سال کم است آنچه از عمر گاو و میمون و سگ گرفتی به من بده و پروردگار پذیرفت.

ناگهان صدای اعتراض سایر موجودات برخواست که چرا ما نمی توانیم سهمی از عمر گاو و میمون و سگ داشته باشیم و همه ی آنها به انسان بخشیده شد؟؟؟

خداوند جواب داد: نگران نباشید!!!!انسان فقط همان ۲۵ سال از عمر خود را دوست خواهد داشت زیرا ۳۵ سال از عمرش را مانند گاو کار می کند تا خرج خانواده ی خود را تامین کند و ۱۵ سال بعد مانند میمون شکلک در می آورد تا نوه های خود را سرگرم کند و ۱۰ سال آخر عمر خود را نیز مانند سگ یک جا می نشیند و به اطرافیانش پارس کرده و پاچه همه را می گیرد!!!!!

داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در چهارشنبه 30 آذر1384ساعت 22:2 توسط هومن| |

نويسنده كتاب "عقل الملل" نوشته است كه : "با دنيا همانطور كه هست كنار بيائيد."

ولی اگر ما همانطوری كه دنيا هست با او كنار می آمديم هنوز تمدن ما نظير تمدن دوره سنگ بود.

خوشبختانه اشخاصی هستند كه با دنيا طور ديگری كنار می آيند و همواره بر خلاف خط سير آن حركت می كنند و در سايه وجود اين اشخاص است كه ما دارای تمدن كنونی شده ايم.
داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه 29 آذر1384ساعت 14:34 توسط هومن| |

يگانه دعايی كه شايسته خداوند ميباشد اين است كه در حضور او ايستاده و بگوييم خدايا ما تو را نمی شناسيم و غير از اين هرچه بگوئيم اگركفر نباشد موجب تحقير اوست.
داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در دوشنبه 28 آذر1384ساعت 17:35 توسط هومن| |

خدايی كه ما تصور ميكنيم می تواند در يك لحظه تمام جهان را ببيند و حوادث آن را مشاهده نمايد.

ولی قادر به ديدن آغاز و انجام جهان نيست زيرا جهان آغاز و انجام ندارد و به عبارت ديگر خدا دارای آغاز و انجام نيست زيرا خدا و جهان يكی است.
داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در یکشنبه 27 آذر1384ساعت 17:7 توسط هومن| |

واقعا شنيدن بعضی از داستان هايی كه اجداد ما به آنها اعتقاد مطلق داشتند باعث حيرت شنونده می شود.

در اين داستان ها مي گويند شيطان در ابتدا فرشته بود و بعد از اطاعت امر آفريننده سرپيچی كرد.

ولی فكر نمي كنند كسی كه فرشته بوده و اين اندازه به خدا نزديك باشد قطعا خدا را بهتر از ما كه انسان هستيم مي شناسد و می داند كه اگر سرپيچی نمايد حتما محو خواهد شد و به عذاب هميشگی گرفتار مي شود.

در اين صورت چگونه ممكن است سرپيچی نمايد ؟؟؟

مگر اينكه بگوئيم فكر و هوش او و هم قطارانش خيلی كمتر از هوش انسان است كه آن وقت با فرشته بودن او منافات دارد.

داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه 22 آذر1384ساعت 11:12 توسط هومن| |

اگر شيطان حقيقتا وجود داشته باشد چرا مطابق عقيده ما بايد شرورترازانسان باشد ؟؟؟

بيچاره شيطان كه در كره خاك بد نام است. زيرا شيطان جز خود ما هيچكس نيست و ما به اميد اينكه خويشتن را درحضورخود تبرئه كنيم تمام كينه ها و حسدها و دشمنی ها و بيرحمی ها را در وجود موهومی به نام شيطان جا داده ايم.

داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در دوشنبه 21 آذر1384ساعت 21:0 توسط هومن| |

آنچه انسان هرگز نخواهد فهميد اين است كه چگونه در مقابل كسی كه ما را آفريده و همه چيز ما از اوست مسئول خواهيم شد و او از ما بازخواست خواهد كرد.
داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در یکشنبه 20 آذر1384ساعت 14:4 توسط هومن| |

آرزوی انسان اين است كه به قدری بزرگ بشود كه از لحاظ عظمت به پای دنيا,آفريننده و يا هر اسم ديگری كه ميخواهيد براي او بگذاريد برسد و حتی آرزو دارد كه از حيث عظمت بر دنيا و يا هر چيز ديگری كه به جای او باشد سبقت گرفته و سپس زمام اداره گيتی را از دست دنيا بگيرد و شخصا دنيا را اداره نمايد زيرا انسان تصور می كند كه هوش او بيش از هوش دنيا است.

يكی از اسرار بهت آور همين است كه دنيا انسان را آفريده و به او فكر و هوش داده و انسان ميخواهد با همين فكر از دنيا پيشی بگيرد.
داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در جمعه 18 آذر1384ساعت 23:5 توسط هومن| |

محال است كه نوع انسان به خدا معتقد نباشد و من از گفته بعضی از بزرگان كليسا حيرت ميكنم كه ميگويند مترلينگ به خدا معتقد نيست.

آری همه كس به خدا معتقد است ولی هركس عقيده خاصی نسبت به او دارد كه متناسب با طرز فكر اوست و همواره خدائی كه ما می پرستيم شبيه خود ماست كه صفات و خصائل ما را توصيف مينمايد.

اگر انديشه شما هزار مرتبه بزرگ تر از حالا باشد خدای شما هم هزار مرتبه پاك تر خواهد گرديد.

هرگز از انديشه خود يك خدای منتقم و خونخوار و سفاك بيرون نياوريد تا ناچار باشيد از خدای خود بترسيد.
داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در چهارشنبه 16 آذر1384ساعت 20:0 توسط هومن| |

من اظهارات يك پزشك را در خصوص پزشكی با كمال دقت گوش ميكنم ونيز اظهارات يك شيمی دان را در خصوص شيمی به گوش هوش می سپارم همانطور كه به اظهارات يك مهندس توجه كامل خواهم نمود زيرا اطلاعات آنها در خصوص پزشكی و شيمی و هندسه هزار بار بيشتر از من است.ولی هرگز به اظهارات يك دانشمند دينی گوش نميدهم زيرا او كه خود را  دانشمند خداشناسی مي داند اطلاعاتش بيش از من نيست. زيرا همانطوری كه من نميدانم خدا كيست و چيست او هم نمی داند خدا چيست وكيست ؟؟؟
داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه 15 آذر1384ساعت 22:24 توسط هومن| |

اگر خداوند می خواست انسان را بدبخت كند او را طوری می آفريد كه همواره زنده باشد وآن وقت كه از زندگی به تنگ آمده بود سرش را به ديوارهای دنيا می كوبيد كه شايد بميرد.
داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در دوشنبه 14 آذر1384ساعت 23:56 توسط هومن| |

همواره در فكر هستيم كه بعد از مرگ به كجا خواهيم رفت ولی فكر نمی كنيم كه قبل از تولد كجا بوديم و حال آنكه اسرار زندگی ما در اين طرف كمتر از آن طرف نيست و اگر به يكی از اين ها پی ببريم به ديگری هم پی خواهيم برد.
داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در دوشنبه 14 آذر1384ساعت 15:31 توسط هومن| |

اگر مقرر است كه از بين برويم و همواره باقی نخواهيم بود اصلا برای چه به دنيا آمده ايم.
داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در پنجشنبه 10 آذر1384ساعت 18:40 توسط هومن| |

در اينجا سخنان چند تن از بزرگان را در باره مترلينگ ذكر ميكنم :

 

1- اگر بگوييم مترلينگ به منزله سقراط عصر حاضر است سقراط را خيلي بزرگ و مترلينگ را كوچك كرده ايم.  ( بركسون )

 

2- در فكر و قلب مترلينگ چنان خدای بزرگ و لايزالی وجود دارد كه چنين خدايی تا كنون به فكر هيچكدام از افراد بشر نرسيده است.  ( انيشتن )

 

3- شايد قرنها بگذرد و در كره خاكی متفكری مانند مترلينگ بوجود نيايد.  ( پرنس دوبروگلی )
داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در پنجشنبه 10 آذر1384ساعت 18:1 توسط هومن| |

 براي رفع سوء تفاهم از خوانندگان خواهشمندم وقتي سخنان مترلينگ را ميخوانند پيوسته اين حقيقت را در نظر بگيرند كه اين مرد متفكر ميخواسته است عظمت جهان و خداوند تبارك و تعالی را تا آنجا كه ممكن است بنظر ما برساند و بفهماند كسی كه  اين جهان را آفريده چقدر بزرگ و عظيم و تواناست و غير از اين هرچه راجع به گفته های مترلينگ بگوييد ناشی از كوتاه فكری است و يا ناشی از اين است كه آثار او را سطحی خوانده ايد.

 

از خداوند توانا ,  همان خدايی كه مترلينگ فكر خود را براي فهم عظمت او به جولان انداخته و عاقبت با خضوع وخشوع از فهم ذات او اظهار عجز نموده خواستارم كه روز به روز چراغ فرهنگ و معرفت را در اين كشور نورانی تر نمايد.

 

 

در ايران براي اولين بار استاد ذبيح الله منصوری كتابهای مترلينگ را به زبان فارسی ترجمه كرد.خود اين مترجم در ابتدای يكی از كتابهايی كه از اين نويسنده ترجمه كرده است اينچنين میگويد :

 

ممكن است من پير و شكسته شوم , ممكن است روزگار با من بازی كند , ولی همه وقت به زبان حال ميگويم :

ای مردم ! اين منم كه برای اولين مرتبه آثار مترلينگ را به زبان فارسی ترجمه كرده ام.

داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در پنجشنبه 10 آذر1384ساعت 17:59 توسط هومن| |

 موريس مترلينگ اصلا بلژيكی است و در سال 1860 ميلادی در ايالت فلامند در شهر گان متولد شده است.    زبان آلمانی و فرانسه را كه زبان خانوادگی او محسوب ميشود را در خانواده فرا گرفت و بعد در مدرسه زبان   لاتينی را آموخت و تحصيلات خود را در رشته حقوق به پايان رسانيد و در بلژيك وكيل دعاوی بود و ناگهان به طوری كه مشهور است بر اثر عشق دختری كه به او خيانت كرده بود وكالت دعاوی را ترك نمود و به نويسندگی پرداخت و ضمنا زبان انگليسی را كه تا آن وقت نمي دانست تحصيل كرد.اولين اثر نويسندگی مترلينگ تئاتر پرنده آبی بود كه در سال 1911 ميلادی جايزه نوبل را دريافت كرد و آنهايي كه كتب فرانسه مترلينگ را خوانده اند ميدانند كه هيچ نويسنده فرانسوی از سه قرن به اين طرف نتوانسته است جذاب تر-سليس تر-عميق تر و شيواتر از مترلينگ نويسندگی كند.

به پاس خدمات او آلبرت اول پادشاه بلژيك به او لقب "بارون" و يك كاخ به داده است. همچنين جرج پنجم پادشاه انگلستان نيز به او لقب "كنت" و يك كاخ داده است.

مترلينگ  در سال 1949 ميلادی بر اثر سكته قلبی در گذشت.

 

مترلينگ ناگهان نوشتن تئاتر را ترك كرد و شروع به نوشتن كتب فلسفی كرد و كتابهای فلسفی او كه به قرار زير است براستی در جهان علم و ادب ولوله انداخت :

 

 

1- عقل وسرنوشت. 2- زندگی زنبور عسل. 3- معبد ويرا. 4- هوش گلها. 5- مرگ. 6- بقايای جنگ.

 

7- راز بزرگ. 8- جاده هاي كوهستانی. 9- زندگی موريانه. 10- عرصه فرشتگان. 11- زندگی مورچه.

 

12- قانون بزرگ. 13- دو باغ. 14- صاحب خانه ناشناس. 15- زندگی فضا. 16- ساعت ريگی.

17- قبل از سكوت بزرگ. 18- گنجينه فقرا. 19- سايه بالها. 20- بيستمين كتاب مترلينگ كتاب

دروازه بزرگ است که مترلینگ بعد از آن دیگر کتاب فلسفی ننوشت.

 

داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در پنجشنبه 10 آذر1384ساعت 17:53 توسط هومن| |


Design By : Night Skin